یک سال گذشت ومن تو باهم اپ کردیم
تقدیم به تو زینب گلم
همدم
کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت می دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه
کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از این جا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم
محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم
می دونم یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزاییکه حواسم نیست بگم خیلی دوستت دادم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود ازاری
کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاس دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
قشنگه رد پای عشق بیا بی چتر زیر برف
اگه حال منو داری می فهمی یعنی چی این حرف
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود ازاری
14:43
| کوروش
|
سلام ...............................
این شعر را تقدیم می کنم به کسی که همیشه با کار اش من را شرمنده می کند و دوستش دارم...................................
استاد حسین منزوی .................................
دیدنت بی نظیر منظره هاست
فصل گل گشت دشت ها در ه هاست
خواندن نام بغضواره ی تو
ارزوی تمام حنجره هاست
چشم شیدایم از درون وبرون
در تو مشتاق گنج و گستر ه هاست
عشق در چشم های بی گنه ات
شاهد انقراض هو بر ه هاست
گذر ترمه پوش خاطره ات
در خیالم عبور شاپره هاست
گوهرت بی دروغ بی غل وغش
سره ای در میان نا سره هاست
ان چه گل می کند به گونه ی تو
رنگ شرم تمام با کره هاست
دست های پر از شقایق تو
بانی فتح باب پنجره هاست
12:43
| کوروش
|
سلام این چند وقت که نبودم حال مساعدی نداشتم اما بر گشتم برای همیشه هست......................................دلم از ...................ز....................ی ..............گرفته خودشم میدونه اما باز هم دوستش
دارم ..................... اما یک شعر زیبا از هما میر افشار
شوق پرواز
یادته گفتی وگفتم که چه تنگه قفسامون
توی این تنگی وحشت چه می گیره نفسامون؟
تو می خواستی که فنا شی من می خواستم که نباشم
چه غریبونه نگاهت در و دیوار و نگا کرد
انگار از تو اسمونا یه کسی تو را صدا کرد
تو نگاه تو رضایت با غروری عاشقونه
شوق پرواز توی چشمات پنداری میری به خونه
گفتی اروم زیر گوشم زندگی یه حرف پوچه
چرا موندن پوسیدن؟ اخرش رفتن و کوچ
حرف هر دومون یکی بود توچه زیبا پر کشیدی
قفسو ساد شکستی چتر گل به سر کشیدی
حالا حتی اسمو نام وسعتش به زیر پاته
می دونستی پر کشیدن بهترین راه نجات
قدرتت به قدر دنیا قلبت تو مثل یه دریاست
این حقارت واسه من بس که تو اونجا ومن اینجا
من تو مرداب زمینم تو به معبودت رسیده
من توی بهت عمیقم تو به مقصودت رسیده
میدونی که تا ابد هم یادت از دلم نمیره
تو عقاب پر غرور و دل پرنده ای اسیر
اگه زندونم نباشه من توی دنیا اسیرم
تو می تونستی پریدی من می پوسم و می میرم
13:19
| کوروش
|
ابی خاکستری سیاه
تو به من خندیدی
ونمی دانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تودید
غضب الوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک وتو رفتی وهنوز
سالها هست که در گوش من ارام ارام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد ازارم
ومن اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا خانه ی کوچک ما سیب نداشت؟
22:1
| کوروش
|
برگرد
کجای؟ ماه شبهایم کجایی؟
در این شبهای بی فردا کجایی؟
کجایی تا ببینی زندگی مرد
در این ویرانه این دیوانه پژمرد
نه امیدی به فردائی که اید
نه فردائی که امیدی بیارد
من از این خستگی ها در گریزم
کجایی من سراپا ناگزیرم
بیا برگرد چشمانم به در ماند
وزین راهی که رفتی بی ثمر ماند
کجایی ای همه بودم ونبودم
چه امیدی که باز ائی به سویم؟
وزین دنیای خاموش سیاهی
رهایم کن رهایم کن کجایی؟
14:15
| کوروش
|
اخر شعر
مگه میشه تو رو دید وبه ترانه نرسید
بگو می شه تازه شد می شه تورو نفس کشید
مگه می شه از تما شای اتیش بازی گذشت
بگو می شه با تو تا اخر شعله ها دوید
مگه می شه تورو دید واز سپیده پر نشد
تورو دید و از حریق شاپرک حرفی نزد
از هوای این همه نفس بریده پر نشد
اره می شه می شه تا ستاره رفت
تا ته عشق تو باز دوباره رفت
بگو می شه تورو فهمید
می شه از خوندن نترسید
می شه وزن عاشقانه
به غزل درد تو بخشید
می شه باز دیوونه تر شد
می شه با تو خوشبخت شد می شه هم قد ستاره
از شب تو با خبر شد
اره می شه می شه تا ستاره رفت
تا ته عشق تو باز دوباره رفت
تقدیم به زینب عزیزم
23:39
| کوروش
|
پنجه ی افتاب
توی چشم من نگاه کن یه نگاه عاشقونه
بذار این صدای خسته تا سحر برات بخونه
توی چشم من نگاه کن بذار از تو تازه تر شم
کی بجز من با نگاهت صد ها کهکشون می سازه
کی بجز من با حضورت می رسه به فصل تازه
اون کیه که لحظه هاش با تو می گذرونه تو خواب
بگو اسمم می دونی با توام پنجه افتاب
تو چشم من نگاه کن تا زیر رو شم
دوس دارم تو کوچه تا صبح با توگرم گفتو گو شم
توی چشم من نگاه کن هرنگاه تو یه دنیاست
وقتی نیستی پیش چشمام دل من تنهای تنهاست
کی بجز من واسه برق یه نگاه تو می میره
عمریه ارزوش دستت یه با ربگیره
اون کیه که چشم به راهه سر رسیدن تو مونده
بهترین ترانه هاش واسی تو خونده
دوتا چشم دوتا الماس
عطر تو عطر گل یاس
رنگ چشمات یه معماس
اخ که چشمات چه قشنگه
نمی دونم به چه رنگه
داره به دلم می جنگه
17:57
| کوروش
|
دیدی دلم شکست
ديدي دلم شكست
ديدي دلم شكست ............
ديدي كه اين بلور درخشان عمر من
بازيچه بود...................
ديدي چه بي صدا دل پر اوز من
ازدست كودكي كه ندانست قدر ان
افتاد بر زمين
ديدي دلم شكست......................
14:19
| کوروش
|